خلوتگاه من و دل

اینجا دلتنگی هامو خاطرات و روز مرگیهامو مینویسم

 

نوروز ۱۴۰۱

پنجشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۱

 

دو روز الیگودرز بودیم بد نبود 

چهار روز در ایلام بودیم شهری که سالها بود دوست داشتم برم.خدای من چه روزهای قشنگی چه خانواده مهربونی میزبان ما بودند. هر روز تو دشت و در دل طبیعت بودیم. صبح ها نیلوفر با شوهرش و دختر نازش در رو باز میکردند و میومدند . اینقدر ساده و بی غل و غش بودند که لذت می بردیم .خدا رو شکر که با خانواده روان و زارع آشنا شدیم. مادر نیلوفر دو شب ما رو دعوت کرد و برامون نان پخت . یک شب نان با دوغ و کره. و یک شب نان با روغن و شیره خرما. حالا بگذریم از اینکه شب دوم رو که با لقمه اول سرگیجه گرفتم 😭😢

ولی هر چه بود زیبا بود 

یک شب هم کرمانشاه ماندیم 

الان هم همدانیم هوا عالیه ولی حواسم همش به ایلامه 

بس که خوب بودند امیدوارم بتونم جبران کنم

 

 

 
 

alireza jafari

 

موضوعات

بیوگرافی خوانندگان
اخبار موسیقی
ترانه
ترانه های قدیمی ایرانی
اجتماعی
خانواده
خاطره
 

آرشيو مطالب

اسفند ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
تیر ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۸
آبان ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
مرداد ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۸
خرداد ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۷
آرشيو
 

پیوندهای روزانه

لینکدونی ابهر
 

پيوند ها

نیک صالحی
آموزش نقاشی
 

امکانات جانبی

RSS 2.0

Weblog Themes By Blog Skin
 

 

 

اسلایدر

" />