 |
|
نوروز ۱۴۰۱ |
|
پنجشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۱ |
 |
| |
|
دو روز الیگودرز بودیم بد نبود چهار روز در ایلام بودیم شهری که سالها بود دوست داشتم برم.خدای من چه روزهای قشنگی چه خانواده مهربونی میزبان ما بودند. هر روز تو دشت و در دل طبیعت بودیم. صبح ها نیلوفر با شوهرش و دختر نازش در رو باز میکردند و میومدند . اینقدر ساده و بی غل و غش بودند که لذت می بردیم .خدا رو شکر که با خانواده روان و زارع آشنا شدیم. مادر نیلوفر دو شب ما رو دعوت کرد و برامون نان پخت . یک شب نان با دوغ و کره. و یک شب نان با روغن و شیره خرما. حالا بگذریم از اینکه شب دوم رو که با لقمه اول سرگیجه گرفتم 😭😢 ولی هر چه بود زیبا بود یک شب هم کرمانشاه ماندیم الان هم همدانیم هوا عالیه ولی حواسم همش به ایلامه بس که خوب بودند امیدوارم بتونم جبران کنم |
| |
 |
|
|
 |
| |