خلوتگاه من و دل

اینجا دلتنگی هامو خاطرات و روز مرگیهامو مینویسم

 

بیخوابی

جمعه هفدهم آذر ۱۴۰۲

 

امشب بیخوابی زده به سرم

کلا از موقعی که بازنشسته شده ام شاید تا بحال چند شب رو مثل آدمیزاد خوابیدم. اون هم اوایلش بود

البته دخترها هم بی تاثیر نیستند نیوشا که عین جغده کلا روزها خوابه و شب ها بیدار نیایش هم که این چند روز تعطیل بود تا 2-3 صبح بیدار

نمیذاره آدم بخوابه

وول میخوره راه میره. میره سر یخچال . اونقدر خیره سره که هر چی بهش میگی بخواب نمی فهمه

البته امشب رو نیوشا خداییش زود خوابید تازه از مسافرت اومده بود خیلی خسته بود ساعت 11 رفت بخوابه که فردا صبح بریم براش یه شلوار بخرم

برای محل کارش گفتند شلوار زاپ دار نباید بپوشی که خانم فقط شلوار زاپ دار داره.

معمولا جمعه ها میریم میدان ولیعصر ، چهار راه امیر اکرم و یا بازار مروی. حالا یا خرید داریم و یا میریم به مغازه ها سر میزنیم . همین که شور

مردم رو میبینم روحیه ام باز میشه.

اصولا وقتی بیخوابی میزنه به سرم فکر گذشته میاد سراغم و برای اینکه دوباره یادش نیفتم میشینم فیلم میبینم و یا بازی میکنم. آخه چه

فایده داره به گذشته

برگردم بهترین تصمیم رو گرفتم. سرم تو زندگیمه و دارم کنار خانواده از زندگیم لذت میبرم.

زندگی خیلی سریع میگذره و خیلی وقتا اشتباهات رو نمیشه جبران کرد. خدا رو شکر که همه چیز به خیر خوشی گذشت خدا یا راضیم به

رضای خودت.

 

 
 

alireza jafari

 

موضوعات

بیوگرافی خوانندگان
اخبار موسیقی
ترانه
ترانه های قدیمی ایرانی
اجتماعی
خانواده
خاطره
 

آرشيو مطالب

اسفند ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
آبان ۱۴۰۱
مرداد ۱۴۰۱
فروردین ۱۴۰۱
اسفند ۱۴۰۰
بهمن ۱۴۰۰
دی ۱۴۰۰
آذر ۱۴۰۰
آبان ۱۴۰۰
مهر ۱۴۰۰
تیر ۱۴۰۰
خرداد ۱۴۰۰
اردیبهشت ۱۴۰۰
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
آذر ۱۳۹۹
خرداد ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۸
دی ۱۳۹۸
آبان ۱۳۹۸
مهر ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۸
مرداد ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۸
خرداد ۱۳۹۸
اردیبهشت ۱۳۹۸
فروردین ۱۳۹۸
اسفند ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۷
آرشيو
 

پیوندهای روزانه

لینکدونی ابهر
 

پيوند ها

نیک صالحی
آموزش نقاشی
 

امکانات جانبی

RSS 2.0

Weblog Themes By Blog Skin
 

 

 

اسلایدر

" />