 |
|
روزهای روشن |
|
یکشنبه سی ام آبان ۱۴۰۰ |
 |
| |
|
خدارو شکر نیوشا بهتره البته طبق معمول تنبلی میکنه ولی در کل خیلی بهتره آجی مهناز هم بعد از 11 روز که پیش نیوشا بود رفت خیلی کمکمون کرد خدا براش بسازه تو این دوره و زمونه خواهر و برادر هم به فکر آدم نیست چه برسه به یه غریبه اما خدا رو شکر که همچین دوستانی توی زندگیم هستند یک هفته ای میشه که درگیر دندان هام هستم دیشب الهام گفت شاید امروز لازم باشه برم دندانپزشکی گوش به زنگ هستم که هروقت زنگ زد برم دندانم رو که پانسمان کردم و البته پانسمانش در اومده رو پر کنم دیشب انقدر خسته بودم که برای اولین بار ساعت 11 شب بیهوش شدم و صبح هم خواب موندم  |
| |
 |
|
|
 |
| |